تبلیغات
تنهای اول
 
تنهای اول
اللهم عجل لولیک الفرج
درباره وبلاگ


درتنهای اول می توانید به موضوعات گوناگونی همچون مهدویت و زندگی مقام معظم رهبری،و مطالب جالبی دست یابید با تشکر سعید نوربخش saeednurbakhsh@yahoo.com

مدیر وبلاگ : سعید
نویسندگان
نظرسنجی
این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید





 

سلام امروز می خوام یک آنتی ویروس 90 روزه اصل رو بذارم برای دانلود.این آنتی ویروس اصله و سه ماهه است.کافیه دانلودش کنید تا ببینید چه کارایی داره.درضمن بعد 90 روز هم می تونید با استفاده از نرم افزار TrialRest د وباره از این آنتی ویروس استفاده کنید.فقط از اینجا می تونید همچین آنتی ویروسی رو دانلود کنید. امیدوارم از این آنتی ویروس لذت ببرید.

در ضمن این آنتی ویروس برای آپدیت شدن هیچ محدودیتی نداره...

دانلود کاسپرسکای با لاینسس 90 روزه



برای دانلود و آموزش روش فعالسازی کلیک کنید


نوع مطلب : دانلود، 
برچسب ها : کاسپرسکای، کاسپرسکای 2011، کاسپرسکای 90 روزه اصل، کاسپرسکای 90 روزه 2011، آنتی ویروس 90 روزه، آنتی ویروس 2011 90 روزه اصل، بسته امنیتی 2011، کاسپرسکای اورجینال، کاسپرسکای 90 روز اورجینال، Kasperesky 2011+90 Day، Kaspersky 2011+Linces، Orginal Kasperesky Anti virus، آنتی ویروس قوی، 90 روزه کاسپرسکای، کاسپرسکای 3 ماهه، آنتی ویروس رایگان اصل، آنتی ویروس قدرتمند کاسپرسکای، آنتی ویروس رایگان، Anivirus Free Kasperesky، آنتی ویروس کاسپر، آنتی ویروس کسپرسکی، دانلود آنتی ویروس کاسپر اسکای 2011، دانلود آنتی ویروس کسپر اسکای، آنتی ویروس قدرتمند، رایگان،

فیلتر شکن Hide Ip

امروز می خواهیم چند تا فیلتر شکن (Filter Breaker)برای شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها که خدمت شما معرفی می کنیم صد در صد کار می کنه و تضمینی است و کاملا رجستری شده است و شما می تونید بدون هیچگونه شک و تردیدی ازشون استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلتر شکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود داره که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و ...



برای دانلود و مشاهده ادامه مطلب کلیک کنید.


نوع مطلب :
برچسب ها : فیلترشکن، فیلترشکن قوی، رهایی از فیلتر، امنیت در فیلترشکن، وی پی ان، وی پی ان جدید، وی پی ان ارزان،
جمعه 4 فروردین 1391

مرد است امام

یکبار، اردوگاه به مناسبتی شلوغ شده بود و عراقی‌ها هم بچه‌ها را زده بودند. آن‌ها پس از شناسایی افراد مؤثر در این حرکت، ده نفر از بچه‌ها را از بقیه جدا کردند و به سلول‌های انفرادی بردند. در ایام زندان، آن‌ها سه وعده کتک می‌زدند که این شکنجه‌ی جسمی آن‌ها بود. یکسری شکنجه‌های روحی هم داشتند که در آن از ما می‌خواستند به امام توهین کنیم و علیه ایشان شعار بدهیم و دقیقاً بر نقطه‌ای که ما بر آن حساس بودیم دست می‌گذاشتند.
آن روز، یکی از نگهبان‌ها که فردی گستاخ و بی‌حیا بود از ما خواست بگوییم: مرگ بر امام. او به ما یک مهلت ده دقیقه‌‌ای هم داد. ما در این زمان کوتاه مشورت کردیم و یکی از بچه‌ها گفت: این نگهبان که فارسی نمی‌فهمد. ما می‌توانیم با تغییر اندکی در این شعار، شر او را از سر خودمان کم کنیم.
بنا شد به جای مرگ بر امام بگوییم مرد است امام. زمانی که او برگشت و از ما خواست شعار بدهیم، ما شعار مرد است امام را تکرار کردیم. او هم که خیال می‌کرد ما شعار را طبق نظر او داده‌ایم دست از سر ما برداشت ورفت.





نوع مطلب : دوران اسارت یک آزاده قهرمان، 
برچسب ها :
پنجشنبه 3 فروردین 1391

حاج اسماعیل

حال و هوای اسارت...

ایام اسارت حال و هوای خاصی داشت کم کم بچه ها باور داشتند که باید با این قفس خود بسازند. روز ها و شبها پی هم می گذشت و هرروز بچه ها امیدشان به خدا بیشتر می شد.آن روزها بچه ها در مراسم های مذهبی بسیار فعال بودند و تا توان داشتند در ایام سال روزه می گرفتند و خود را به سوی معبودشان نزدیک تر می ساختند. این در حالی بود که بعضی از بچه ها کل سال را روزه بودند و غیر از رضای خدای خویش چیزی را خواستار نبودند. بچه ها در ارادت به ارباب و سید و سالار خویش حضرت ابا عبدلله الحسین (ع) بسیار تلاش می نمودند که( گرچه با مخالفت شدید نیروهای بعثی روبرو بود) به طرز زیبایی اجرا کنند. اما در این عمل نیزمانند کارهای دیگرشان با بعثی ها مخالفت می نمودند وبخاطر اینکه ارادت خویش را به سرور و سالارشان حضرت اباعبدلله الحسین ثابت کنند دست به هر کاری میزدند.

من شنیده بودم که صدام(خدا عذابش را بیفزاید)دستور داده بود که در محرم هر گونه عزاداری ممنوع باشد و اگر کسی مخالفت کرد به شدید ترین مجازات محکوم شود اما بچه ها به گفتار صدام اعتنا ننموده و شروع کردند به عزاداری برای امام حسین (ع).

روزهای اول محرم گذشت و بچه ها با حالت حزن و گریه شدید به عزاداری ها ادامه می دادند و هیچکس جلودار آنها نبود. وقتی عراقی ها فهمیدند که حریف بچه های ما نمی شوند، دستور دادند که پزشکان نوعی آمپول که مواد سر کننده بدن و عضلات داشت به بچه ها تزریق کنند تا اینگونه مانع از عزاداری در روز عاشورا شوند. آنها با پزشک مخصوص خود به سلول ما وارد شدند و به تک تک بچه ها آمپول را با یک سرنگ تزریق نمودند. بی وجدان ها طوری این آمپول را تزریق نمودند که دست بچه ها باد کرده بود و دیگر تکان نمی خورد. همه بچه ها ناراحت بودند که نمی توانستند  مجلس عزای حسینی را در روز عاشورا برگزار کنند. اما بچه ها هنوز تسلیم نشده بودند و به خول خودشان که می گفتند(الحمدلله صدایی برای ما باقیست، و با این حالت شروع به عزاداری کردند) در این عزاداری بعضی از بچه ها از شدت ضعف که به ایشان وارد شده بود غش می کردند و بعضی هاهم که توانی برایشان باقی نمانده بود خوابیده بودند. همه بازوان خود را گرفته بودند که از شدت دردشان کاسته شود. صدای گریه بچه ها که همه نقش زمین شده بودند در اردوگاه طنین انداز بود و با آن همه مشکلات بچه ها سعی کردند برای ارباب خود که کنارش بودند با آن جان ناقابلی که در اختیار داشتند عزاداری کنند.

چند روزی از روز عاشورا گذشته بود.بچه ها تصمیم گرفته بودند که دوباره عزاداری را شروع کنند و برای حسین (ع) کم نگذارند. واقعا این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟ از عشق حسین سرا پا نمی شناختند.

بچه ها همه در سلول جمع شدند و شروع کردند به خواندن این شعر: اگر کشتند چرا آبت نداند...

بچه ها گرم عزاداری بودند که یک سرباز عراقی وارد سلول شد و به زبان عربی گفت: ببینید من با عزاداری شما مخالفتی ندارم فقط نشسته سینه بزنید و کمتر صدایتان را بلند کنید که مبادا فرمانده بشنود و تهدید کرد اگر بلند شوید و شلوغ کنید به فرمانده گزارش می دهم. سرباز از سلول ما خارج شد. بچه ها به گفته اش  توجهی ننمودند و با یک یا حسین شروع به عزاداری مجدد کردند. این سرباز دوباره به سلول ما آمد و با زبان عربی به ما گفت: به شما چه گفتم؟ مگر نگفتم بنشینید و آهسته تر عزاداری کنید؟ فرمانده گفته یک نفر هم نباید در این اردو گاه عزاداری کند. یکی از بچه ها که هنوز در حال و هوای روضه بود یا به اصطلاح ما جو گیر بود فریاد زد: غلط کرده... سرباز رفت و بچه ها گفتند: وای الان چه به سر ما میاورند. سرباز رفت به فرمانده گفت این اسیرها می گویند که شما غلط کرده اید که ..... ما در آن روز دقیقا صد نفر بودیم که در حال عزاداری بودیم. بچه ها در حالت روضه و عزا بودند که دیدند از راهروی سلول، صد نفر نیروی عراقی با تجهیزات ضد شورش می آیند. و به اولین سلول که سلول ما بود آمدند و فرمانده هم با آنها بود. فرمانده گفت:حالا من غلط کرده ام؟ الان یک غلط کردنی نشانتان بدهم که....  صد نفر گروه ضد شورش تمام نفرات مارا در یک گوشه از سلول جمع کردند و با کابل برقی که سر آن لخت بود به ما میزدند که هرکس آن کابل برروی کمر یا صورتش می خورد همان لحظه خون لخته میشد. اسرای زندان های کناری فریاد بر می آوردند: یا حسین یا حسین. کربلا دوباره تکرار شد.یا حسین به داد عزادارانت برس. یا مهدی کمکمان کن. بعد از آن کتک مفصل  بچه هارا لخت می کردند و آن هارا به حمام هایی می بردند که کف آن خرده شیشه ریخته شده بود که همه باید از روی شیشه ها رد میشدند و دوش آب سرد می گرفتند سپس موقع خارج شدن دوباره با همان کابل ها به جانشان می افتادند.( آن موقع محرم توی تابستان بود) دوباره شروع به شکنجه کردند و در هوای داغ عراق مارا به وسط اردوگاه می بردندکه باید شش الی هفت ساعت در آفتاب بمانیم و این در حالی بود که اگر کسی از حال می رفت دوباره زمان را از اول می گرفتند و باید دائما ایستاده می بودیم.  و در آخر خدایا مارا که از امتحان اسارت بیرون آمدیم بدون توفیق شهادت از دنیا نبر. الهی آمین

وطن فروش

بچه های ما در عراق مورد فشار و آزار و اذیت عراقی ها قرار می گرفتند که بعضی از بچه ها حالت روانی خود را از دست داده و بعضا خودکشی می کردند. از جمله این فشارها این بود که جاسوس هایی را می گماردند تا اطلاعات بچه ها را به گوش عراقی ها برسانند. من روزی تصمیم گرفتم تا به این جاسوس وطن فروش تذکر دهم تا وطن فروشی نکند. به سوی او رفتم و با نرمی و لطافت فهماندم که کار تو درست نیست و خیانت به ملت است. چند روزی گذشت و بچه ها تصمیم گرفتند این وطن فروش را کتک بزنند. همه اسرا روی سر او ریختند و تا آنجایی که راه داشت او را کتک زدند. چند روزی گذشت و یک روز عراقی ها داخل سلول شدند در حالی که آن جاسوس همراهشان بود. جاسوس تک تک افرادی را که اور ا کتک زده بودند جدا کرد و همه را به صف کرد. آنگاه به من نگاهی کرد و حرف مرا که به اوتذکر داده بودم به خاطر داشت و بلند به عراقی ها گفت سر دسته آنها این آقا است!!! و در همان لحظه بود که مرا بدون کفش به انفرادی بردند. بچه هارا به سلول انفرادی بردند بطوری که از آب و غذا خبری نبود. طوری به بچه ها فشار می آوردند که دیگر قوای جسمانی خویش را از دست داده بودند. یکی از روزهایی را که در انفرادی به سر می بردیم، من تصمیم گرفتم( به علت اینکه هیچ راهی برای قضای حاجت نبود) آنها را جمع کنم و برای این کار زیر پوش خود را در آوردم که بچه ها مدفوع خود را داخل آن بریزند. این کار را انجام دادم که ناگهان سرباز عراقی در انفرادی مارا باز کرد و گفت: ببینم این چه کاری است که کرده ای ؟ زود باش حالا که این کار را کرده ای باید از این مدفوع که از اینها جمع کرده ای در دهانشان بگذاری...





نوع مطلب : دوران اسارت یک آزاده قهرمان، 
برچسب ها :
چهارشنبه 2 فروردین 1391

دانلود دیکشنری کرک شده جدید

 

برای دانلودکلیک کنید





نوع مطلب : دانلود، 
برچسب ها :
آیت الله خامنه ای داغ تسلیم ایران را به دل غرب می گذارد.

"عماریون"- تا زمانی كه آقای خامنه ای تصمیم گیرنده نهایی و حاضر در صحنه است، تحریم ها و فشارهای غرب نمی تواند ایران را وادار به تسلیم كند. این رسانه آمریكایی با مرور تحریم های غرب گفت: تنها راهی كه تحریم ها می تواند مؤثر واقع شود این است كه گروهی در ایران دست ها را بالا بگیرند اما تا زمانی كه آقای خامنه ای تصمیم گیر نهایی است،چنین اتفاقی امكان پذیر نیست و جمهوری اسلامی عقب نشینی نخواهد كرد.
از سوی دیگر روزنامه لس آنجلس تایمز در گزارشی نوشت تشدید تحریم ها علیه ایران خطرناك است و می تواند به جای متوقف كردن برنامه هسته ای ایران، نتیجه عكس داشته باشد و احساسات ضدغربی مردم ایران را شدت بخشد.
روزنامه آمریكایی افزود: این خطر نیز وجود دارد كه موضوع تحریم اقتصادی و آثار آن، باعث شكاف بیشتر میان كشورهای عضو ائتلاف با غرب شود.
روزنامه انگلیسی ایندیپندنت نیز مواضع آمریكا و غرب در قبال برنامه هسته ای ایران را شدیداً ریاكارانه خواند و نوشت: غرب در زمان رژیم پهلوی پذیرفته بود ایران را به بمب اتمی مسلح كند.
رابرت فیسك با اشاره به متهم شدن ایران به تروریسم و ساخت سلاح اتمی نوشت: بد نیست به تاریخ فعالیت های هسته ای ایران نگاهی بیندازیم. در زمان سلطنت پهلوی، شاه متحد قدیمی آمریكایی ها و انگلیسی ها بود او می گفت ما هم تسلیحات اتمی را می خواهیم. در آن زمان غرب به راحتی موافقت كرد و هیچ كس بر شاه ایران خرده نگرفت. این آلمانی ها با تجهیزات زیمنس بودند كه به ایران آمدند و كلنگ بوشهر را زدند و نه روس ها. پس از هشت سال جنگ تحمیلی بر ایران از جانب عراقی كه ما مجهزش كردیم بود كه قفل تأسیسات بوشهر گشوده و فعالیت ها از سر گرفته شد. از همان زمان هم غربی ها تلاش ایران برای دستیابی به تكنولوژی هسته ای را ابزاری كرده و دائماً با آن بر تهران سخت گرفتند.
ایندیپندنت با اشاره به متهم شدن ایران می افزاید: مشكل اینجاست كه ایرانی ها جنگ های اخیر خود را بدون شلیك حتی یك گلوله برده اند. این جورج بوش و تونی بلر بودند كه صدام حسین را كه دشمن شماره یك ایران در منطقه بود نابود كردند. دشمنان ایران را در عراق كشتند و البته دوستان عرب ما نیز همچنان به امتیازگیری از ما به این بهانه كه ما سنی هستیم و ایران شیعه ای در سودای رهبری منطقه ادامه می دهند. اكنون هم جای اندك تعجبی ندارد كه دیوید كامرون نخست وزیر بریتانیا قراردادهای چند میلیاردی تسلیحاتی با اعراب منطقه امضا می كند.




نوع مطلب : مقام معظم رهبری، 
برچسب ها :
رهبر معظم انقلاب، در خطبه‌های نماز جمعه 14 بهمن‌ماه، علاوه بر موضوعات مهم و متنوعی که مورد بولتن نیوز- سیدمجتبی نعیمی:بررسی قرار دادند، به انتخابات مجلس شورای اسلامی پیش‌رو نیز پرداخته و نکات قابل تأملی را در این خصوص ایراد فرمودند. نکاتی که قطعاً برای عمل کردن بیان شده و لازم است تا همۀ افراد دخیل در فرایند انتخابات – از رأی‌دهندگان گرفته تا کاندیداها و هیئت‌های اجرایی – خود را ملزم به اجرای آنها بدانند. در ادامه، به بیان این نکات و توضیحاتی در مورد هر یک می‌پیردازیم.

1. رعایت اخلاق

«آنچه در انتخابات لازم است، رقابت سالم است. رقابتِ بدون تهمت‌زنى و بدگوئى به یكدیگر است. فضاى انتخابات باید سالم باشد.»

انتخابات فرایندی است که نشان‌دهندۀ برخی از ویژگی‌های جامعۀ مذبور است. ویژگی‌هایی که بعضی‌ از آنها علنی‌ست و بعضی دیگر پنهان. انتخابات، میزان شور سیاسی موجود در جامعه و یا میزان مشارکت سیاسی و نتیجتاً، مقبولیت نظام سیاسی را به طور واضح نشان می‌دهد. اما در پس این نمایش، می‌توان به کیفیت موضوعاتی مانند میزان پایبندی به اخلاق در جامعه و یا سطح مسئولیت‌پذیری و قانون‌مداری عموم و خصوص جامعه نیز پی‌برد.

به نظر می‌رسد در این میان، فهم کیفیت اخلاق در بین اقشار مختلف در فرایند انتخابات، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. اهمیت این مقوله از آنجاست که با نگاه به ماجراهای فتنۀ 88، می‌بینیم که یکی از اساسی‌ترین ریشه‌های فتنۀ مذبور را باید در پایه‌های اخلاقی شخصیت سران فتنه، خواص سکوت کرده و بی‌بصیرت و سیاه‌لشکر ایشان دید. بنابراین، دعوت رهبر انقلاب به رعایت اخلاق در انتخابات را می‌توان به مثابه هشداری برای تکرار نشدن فتنه‌ای دیگر، تعبیر کرد. هشداری که در بیانات رهبر انقلاب در خطبه‌های نماز جمعۀ 14 بهمن به چشم می‌خورد:

«مسئولان از توطئۀ دشمن در كار انتخابات غافل نشوند. آن كسانى هم كه در انتخابات رأى نمى‌آورند، مواظب باشند آن كلاهى كه بر سر رأى‌نیاوردگان سال 88 رفت، بر سر آنها نرود، فریب نخورند. همۀ نامزدهاى انتخابات و همۀ هوادارانشان، خودشان را در مقابل توطئۀ احتمالى دشمن مسئول امنیت بدانند. انتخابات را متهم نكنند، كسى آب به آسیاب دشمن نریزد.»


2. التزام به قانون و اعتماد به شورای نگهبان

«بعضى‌ها به این نظارت‌هاى شوراى نگهبان و عوامل نظارتى معترضند. ممكن است اعتراضشان بجا و واقعاً درست هم باشد. منتها توجه كنیم كه وقتى یك مقام مسئول قانونىِ مورد اعتماد تصمیمى گرفت، ما تسلیم باشیم. همه‌مان باید تبعیت كنیم. مثلاً مجلس یك قانونى را می‌گذراند، ممكن است من به آن قانون اعتراض داشته باشم، بگویم این قانون معیوب است، اما قانون است، باید بر طبقش عمل كنم. وقتى یك مقام مسئولى كه مورد اعتماد هم هست - مثل شوراى نگهبان - تصمیمى گرفت، بایستى تسلیم آن شد، باید تبعیت كرد.»

شاید برای امنیت، آزادی، پیشرفت و سعادت یک جامعه، هیچ چیز به مانند "قانون" حیاتی و استراتژیک نباشد. زیرا این قانون است که نوع رفتارهای بهنجار را تعیین می‌کند و افراد را به سرمنزل مقصود می‌رساند. علاوه بر این، قانون برای جوامعی مانند ایران اسلامی ما که آرمان‌های متعالی و انقلابی دارند، تبلور دهندۀ ارزش‌ها و ایده‌آل‌هایی‌ست که برای آنها خون داده و از خیلی چیز‌های دیگر گذشته‌اند.

حال، اگر موضوع به این مهمی مورد خدشه قرار بگیرد، اساس یک جامعه و به عبارتی دلیل موجبۀ آن مورد تعرض قرار گرفته است. پس بدیهی‌ست که رعایت قانون در همۀ عرصه‌های اجتماعی واجب بوده و این وجوب، برای عرصه‌ای مانند انتخابات که خود تلاشی‌ست برای تقویت اصل و اساس قانون، از درجۀ بیشتری برخوردار است.

شورای نگهبان نیز به عنوان یکی از نهادهای در ارتباط با قانون در نظام جمهوری اسلامی، از این قاعده مستثنی نیست و لازم است تا همۀ افراد حاظر در انتخابات، به نهادی که تا به امروز بر اساس مرّ قانون عمل کرده و به همین دلیل، مورد اعتماد رهبر انقلاب است، گردن نهند و سعی نکنند تا نقاط ضعف احتمالی در خود را از طریق نفی این ساختار پوشانده و یا خطاهای موردی و احتمالی این نهاد را به کل مجموعه تعمیم داده و بر انحلال آن بکوشند.

3. داشتن حجت در انتخاب

«مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را می‌شناسند، طبق تشخیص خودشان حتماً عمل كنند. اگر نمی‌شناسند، از افراد بصیر و متدین در گزینش‌هاى انتخاباتى استفاده كنند.»

همه می‌دانیم که هر انسانی، بنابر نوع خلقتش، از زمانی که توانایی به کارگیری جناب عقل را پیدا می‌کند، در دو یا چند راهی "انتخاب" قرار می‌گیرد. از انتخاب ابتدایی‌ترین چیزها گرفته تا برگزیدن مواردی که سعادت دنیا و آخرت خویش و جامعۀ محل زیستش را تحت شعاع قرار می‌دهد. این امر، در مورد جوامع نیز صادق است. اصولاً از زمانی که اجتماعات بشری از حالت "تجمع" خارج شده و به واسطۀ بلوغ روح جمعی، به حالت "جامعه" درمی‌آیند، توقع این است که مبتنی بر عقلانیت رفتار کنند، گویی اصولاً گزار از تجمع به جامعه، محصول گزار از غریزه‌گرایی به عقل‌گرایی است.

آنچه که باعث می‌شود یک فرد یا جامعه، در امتحان انتخاب، سربلند بیرون آید آن است که رفتارهای انتخابی خود را مبتنی بر معیارهای اصیل، قابل دفاع و منبعث از فکر و اندیشه نماید. لازم به ذکر است که در اینجا، سخن از "بود و نبود معیار" نیست. زیرا هر انسان یا جامعۀ انسانی، در هر انتخابی، آگاهانه یا ناآگاهانه از معیارهایی تبعیّت کرده و بر اساس آنها دست به عمل می‌زند. بلکه سخن از "نوع معیار" است. به عبارت دیگر، عاملی که سبب می‌شود تا یک انتخاب، در مدار صحیح و با سرانجامی نیکو صورت پذیرد، حضور معیارهای پشتوانه‌دار بجای اصولِ از روی هوس، در فرایند انتخاب است.

حال، یکی از مواردی که محل امتحان فرد و جامعه به طور توأمان است، عرصۀ انتخابات سیاسی است. در این عرصه، از یکسو هر انسان عاقلی موظف به استفاده از چهارچوب‌هایی برای سنجش فرد یا افراد پیشنهادی است و از سوی دیگر، به علت جنبۀ عمومی موضوع، گزینشِ از روی اصول، باید تبدیل به یک اعتقاد همگانی شده باشد. زیرا صرف اینکه برخی افراد، مجزا و مستقل از هم به این باور رسیده باشند که باید از یکسری معیارهای خاص برای گزینش نمایندۀ اصلح استفاده کنند، آیندۀ روشنی را در سرانجام آن مملکت قرار نمی‌دهد.

در این میان، از بین انواع انتخابات سیاسی که در هر سرزمینی برگزار می‌شود، انتخابات مجلس قانون‌گذاری (که در جمهوری اسلامی ایران از آن تعبیر به مجلس شورای اسلامی می‌شود) از اهمیت خاصی برخوردار است. در برخی از کشورها که نظام پارلمانی دارند، اهمیت این انتخاب از آن روست که در آن کشور، مجلس، در بین قوا، قوۀ اصلی است. اما در نظام‌های ریاستی نیز این اهمیت وجود دارد، زیرا قوانین مجلس این کشورها لازم‌الاجرا بوده و قوۀ مجریه در قبال قوۀ مقننه پاسخگوست. در کشور ما نیز با اینکه تلفیقی از دو نظام پارلمانی و ریاستی است و از طرفی هیچ کدام از این دو نوع نیست، جایگاه مجلس شورای اسلامی، جایگاه ویژه‌ایست. زیرا اولاً؛ بر طبق قانون اساسی، دولت موظف به انجام کلیۀ قوانین مجلس است و مانند نظام‌های ریاستی، از حداقل حق وتو نیز برخوردار نیست. ثانیاً؛ مجلس، توانایی انحلال دولت را دارد ولی چنین قدرتی به دولت داده نشده است. و ثالثاً؛ بنابر نظر امام خمینی (ره) که مبدع نظام سیاسی ما هستند و دیدگاه مقام معظم رهبری، مجلس در رأس امور است و باید باشد.

اکنون که اهمیت انتخاب نمایندۀ مجلس معلوم شد، سوال مهمی به ذهن می‌رسد و آن اینکه این انتخاب باید طبق چه اصولی صورت بگیرد؟ آن معیارهای عقلانی که راهنمای ما در این گزینش مهم هستند، کدامند؟ باید به کدام منبع رجوع نماییم و از آن، چنین اصولی را استخراج کنیم؟

چیزی که به ذهن می‌رسد این است که یکی از بهترین منابعی که می‌تواند چراغ راه ما در این انتخاب باشد، بهره‌گیری از تجویزهایی است که توسط "اندیشمندان سیاسیِ امتحان پس داده" در این‌باره ارائه شده است. یعنی افرادی که اولاً؛ در حوزۀ مسائل سیاسی و حکومتی دارای نظریه و حرفی برای گفتن هستند و به این طریق سطح بینش، بصیرت و دانش خود را نشان داده‌اند و ثانیاً؛ در گذر ایام و با سنجش سایر اهل فن موجود در این حوزه و مسائل رخ داده در عرصۀ عمل سیاسی، استحکام و پُر باری اندیشه‌شان مورد تأیید قرار گرفته است.

4. تلاش برای تحقق حضور حداکثری

«برادران و خواهران عزیز! ملت عزیز ایران! انتخابات مصونیت‌بخش به كشور است. آن چیزى كه هیبت این ملت را حفظ می‌كند، قدرت معنوى او را به رخ دشمنان می‌كشاند و آنها را از تعرض منع می‌كند و می‌ترساند، حضور مردمى است كه یكى از مظاهرش همین انتخابات است، یكى از مظاهرش هم همین بیست و دوى بهمنى است كه شما در مقابل دارید. هرچه حضور پررنگ‌تر باشد، اعتبار و ارزش ملى بالاتر خواهد رفت. انتخابات هم همین جور است. هرچه صندوق‌هاى رأى شلوغ‌تر باشد، گسترش شركت مردم بیشتر باشد، اعتبار كشور بالا خواهد رفت، مصونیت كشور بیشتر خواهد شد. مشاركت مردم می‌تواند آیندۀ كشور را تأمین و تضمین كند.»

از فردای انتخابات 88 و آغاز فتنه، تلاش برای تضعیف انتخابات در جمهوری اسلامی شدتی بیشتر از قبل یافت. جاهلان داخلی و دشمنان خارجی، دست در دست هم تلاش کردند تا انگیزۀ عمومی را برای شرکت در رأی‌گیری‌های بعدی کم کنند و برای به مقصود رسیدن، از هر کاری - حتی استخدام آگاهانه و یا ناآگاهانۀ برخی خواص - کوتاهی نکردند. ولی از همان موقع معلوم بود که این کار، یک لجبازی و یا دشمنی سیاسی بیشتر نیست. هدف این کار نیز تضعیف عمومی نظام و استفادۀ سیاسی از شرایط مفروض بود. رهبر معظم انقلاب در اینباره فرمودند:

«الان دو سه ماه است بوق‌هاى تبلیغاتى دشمن دارند تلاش می‌كنند كه مردم را ناامید و مأیوس كنند تا در انتخابات شركت نكنند. بعضى هم در داخل بدون اینكه بفهمند چه كار دارند می‌كنند، متأسفانه با آنها همصدا می‌شوند! آنها مغرضند، اینها غافلند. مسائل كوچك را نباید بزرگ كرد. نباید القاء بحران كرد. سعى می‌كنند با هزار وسیله اثبات كنند كه در ایران بحران هست. چه بحرانى؟ كدام بحران؟ كشورِ آرام، ملتِ قوى، بانشاط؛ این همه كار از سوى دستگاه‌هاى گوناگون، از سوى آحاد مردم در این كشور دارد انجام می‌گیرد. به توفیق پروردگار، امنیت كامل برقرار است. دستگاه‌ها با همدیگر همكارى داشته باشند. اگر همكارى بكنند، كارها خیلى بهتر هم خواهد شد. دشمن این را نمی‌خواهد.»


اما یک ایرانی مومن و انقلابی می‌داند که مشارکت سیاسی با کیفیت در یک نظام، میزان مقبولیت آن نظام را نشان می‌دهد و این مقوله، از اساسی‌ترین پایه‌های برقراری هر کشوری است. شاید به دلیل اهمیت وافر همین موضوع بود که رهبر انقلاب، توصیۀ زیر را به شورای نگهبان نمودند:

5. نگاه با سماحت‌تر شورای نگهبان

«شوراى نگهبان از لحاظ قانونى موظف است صلاحیت‌ها را احراز كند. باید تشخیص بدهد، باید برسد به این كه این صلاحیت وجود دارد. البته توصیۀ همیشگى ما این بوده است كه سطح صلاحیت‌ها را آنقدر بالا نبرند كه یك عدۀ معدودى ته آن بمانند. آنچه كه موجب صلاحیت است، یك قدرى سطح آن را باسماحت‌تر نگاه كنند.»

اینکه یک نظام سیاسی برای حفظ ارزش‌ها و خط قرمزهایش از نهادهای نظارتی استفاده کند، امری عقلانی و رایج است. اما نکته‌ای که در این بین وجود دارد، تقسیر و تعبیری است که از این کارویژه به عمل می‌آید. این تفسیرها نیز تا حدودی متأثیر از شرایط سیاسی-اجتماعی موجود خواهد بود. حال، با توجه به سابقۀ مجلس ششم، فتنۀ 88 و ظهور جریان انحرافی، قابل پیش‌بینی بود که شورای نگهبان در بررسی کاندیداهای این دورۀ مجلس سخت‌گیری بیشتری داشته و تفسیر ریز‌بینانه‌تر و ریسک‌ناپذیرتری داشته باشد. اما گویی این سبک کار شورای نگهبان باعث حذف برخی از نیروهای انقلابی شده که نه تنها تعجب‌ها را برانگیخته، بلکه خطر ریزش از انقلاب و تبدیل دوستان به منتقدین، و منتقدین به مخالفین را در پیش داشته است.

اما رهنمود رهبر انقلاب مبتنی بر با تسامح نگاه‌کردن به کاندیداها به این معنی‌ست که اولاً؛ شرایط سیاسی فعلی، نامتعادل و غیرعادی نبوده و هیچ الزامی را برای اتخاذ چنین رویکردی برنمی‌انگیزد. ثانیاً؛ لازم است تا این نهاد محترم، در رویکرد فعلی‌اش تجدید نظر کرده و به برگزاری انتخاباتی با شکوه‌تر، کمک فراوان نماید.

6. برداشت‌ ناصواب از رد صلاحیت‌ها، ممنوع!

«این را من اعلام می‌كنم، همۀ افراد بدانند: اینهائى كه رد صلاحیت می‌شوند، لزوماً آدم‌هاى بى‌صلاحیتى نیستند. اینجور خیال نشود كه حالا چون فلانى در انتخابات رد صلاحیت شد، پس دیگر بكلى از صلاحیت ساقط است. نه، طبق قانون، در انتخابات نمی‌تواند به عنوان نامزد شركت كند، اما ممكن است مقامى كه او را رد صلاحیت كرده، اشتباه كرده باشد. ممكن است براى این كار صلاحیت نداشته باشد، اما صلاحیت‌هاى فراوان دیگرى داشته باشد. اینجور نباشد كه اگر كسى رد صلاحیت شد، این معنایش این باشد كه او دیگر از هستى ساقط شد. نه، صلاحیتهاى گوناگون دیگرى وجود دارد.»

متأسفانه یکی از نمودهای بی‌اخلاقی انتخاباتی که این روزها نیز به چشم می‌آید، سوءاستفاده از نظر کارشناسی شورای نگهبان دربارۀ کاندیداهای تأیید نشده است. نکته‌ای که در اینجا وجود دارد آن است که شورای نگهبان صرفاً از منظر نمایندگی مجلس به بررسی افراد می‌پردازد و قصد ایفا کردن نقش "نکیر و منکر" را ندارد. اما برخی از سیاسیون، با توسعه دادن نظر این شورا به همۀ ابعاد شخصیتی فرد، عدم تأیید وی را به مثابه ضد ولایت فقیه بودن او و عناد با این راهبرد دینی عنوان کرده و یا تهمت‌های اخلاقی و اقتصادی به فرد مدنظر بسته تا او را از صحنۀ انتخابات حذف کنند. کاری که نمونۀ بارز بی‌اخلاقی‌ و منکر شرعی‌ست.

بهترین راه مقابله با این سوءاستفاده، تغییر فرهنگ عمومی و تلقی همگانی نسبت به این پدیده است که همت مضاعف رسانه‌ها و چهره‌های تأثیرگذار می‌طلبد تا به این طریق، فشار روانی حاصل از این اعلام نظر کاسته شده و چنین رد و تأییدهایی که جزء ذات یک نظام سیاسی و فعالیت‌های این چنینی‌ست، در نزد عموم مردم، عادی جلوه داده شود.

در انتها لازم است دوباره به مطلبی که در ابتدای این نوشتار بیان کردیم اشاره کنیم و آن اینکه هشدارهای رهبر انقلاب، نه برای پوستر و بنر شدن است و نه برای اینکه در بالای سربرگ‌های‌ سازمان‌مان درج کنیم. توقع رهبر انقلاب از همۀ ما این است که این رهنمودها را در قلب خویش درج کرده و در عمل‌مان متبلور سازیم و به این طریق، یکبار دیگر ولایت‌پذیری خویش را به خود و دیگران اثبات نماییم.





نوع مطلب : مقام معظم رهبری، 
برچسب ها :
جمعه 21 بهمن 1390

             امام عشق                                                                                                                               ایام عزاداری بود و برای ما انگار امیدی نمانده بود. رادیو عراق اعلام کرد که امام رحمه الله به رحمت خدا رفته است. من داخل سلول خود شدم که دیدم بچه ها همه در حال گریه کردن هستند. ازموضوع فوت امام خبر نداشتم دیدم همه مشغول گریه کردن هستند. انگار تمام غصه های عالم بر سر ما ریخته بود. دیگر دنیا در نظر ما بی ارزش تر از هر چیز شده بود. عراقی ها خبر فوت امام را اعلام کردند. دوباره من هنوز باورم نشده بود که امام فوت نموده اند. صلیب سرخ برای مطلع کردن بچه ها از این حادثه ناگوار وارد اردوگاه ما شده بودند. من که مقداری زبان انگلیسی بلد بودم با اضطراب از صلیب سرخ پرسیدم که آیا امام فوت نموده اند و صلیب سرخ این خبر را تایید کرد. بچه ها هم در فشار آزار و اذیت های عراقی ها بودند و با شنیدن این خبر بعضی از اسرا حالت روانی خویش را از دست دادند . کنار سیم خاردار ها می رفتند و آن ها را بادست می کشیدند بطوری که دستهایشان خونی شده بود. یادم نمی رود نوجوانی حدود 12سال در سلول ما بود که با شنیدن این خبر حالش بد شد و بسوی پشت بام اردوگاه رفت دور از چشم نگهبانان. عراقی ها فهمیدند که یک نفر از ما کم شده است. به جستجو پرداختند و آن را پیدا نکردند. تمام نیروهای خود را برای پیدا کردن او جمع کردند و بالاخره فهمیدند که این نوجوان به بالای پشت بام رفته و مدام میگفت می خو.اهم پرواز کنم. عراقی ها پای اورا می کشیدند و از پله ها پایین می آوردند. هنوز صدای خوردن سر آن نوجوان به پله ها که عراقی ها او را می کشیدند یادم نمی رود و در آخر آن نوجوان بر اثر این ضربات که بر سرش آمده بود شهید شد.



ادامه خاطره را بخوانید


نوع مطلب : دوران اسارت یک آزاده قهرمان، 
برچسب ها :

در حاشیه دیدار 110 هزار نفری بسیجیان با مقام معظم رهبری در آستانه تشکیل بسیج مستضعفین ،تابناک به نقل خاطره ای از دکتر محسن رضایی پرداخته است.

 فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران هشت سال دفاع مقدس که با لباس بسیجی در این جمع حضور یافته بود به ذکر خاطره ای از مقام معظم رهبری پرداخت و گفت جالب است بدانید كه حضرت آقا از چه زمانی از چفیه مستمراً استفاده می كنند.

hاز چه زمانی چفیه جزو لباس ر هبر  شد؟

محسن رضایی با بیان اینکه چفیه در بین رزمندگان کاربردهای متفاوتی داشته است اظهار داشت: چفیه علاوه بر اینکه سمبل مقاومت و بسیج بوده در دوران دفاع مقدس دارای کاربردهای متفاوتی بوده از جمله اینکه بسیجیان در هنگام نماز از آن به عنوان سجاده استفاده می کردند.

فرمانده اسبق سپاه پاسداران ادامه داد: رزمندگان همچنین از چفیه در زمستان برای جلوگیری از سرما و در تابستان برای جلوگیری از گرما استفاده می نمودند. همچنین رزمندگان در هنگام زخمی شدن برای جلوگیری از تشدید خونریزی از چفیه استفاده می کردند.

محسن رضایی با بیان اینکه مقام معظم رهبری نوعاً از چفیه در زمان حضور در جبهه ها و مانورهای نیروهای مسلح استفاده می کردند افزود: حضرت آقا در مانور شهادت که در زمان جنگ به خلیج فارس تشریف آورده بودند با لباس سپاهی و چفیه روی عرشه ناو حضور یافتند که باعث روحیه مضاعف رزمندگان دفاع مقدس شده بود.

همچنین ایشان در طول دوران دفاع مقدس نیز که در جبهه ها حضور می یافتند عمدتاً از لباس نظامی و چفیه استفاده می کردند و پس از پایان جنگ نیز سپاه پاسداران پنج مانور بزرگ را برنامه ریزی کرد که به تصویب فرمانده کل قوا رسانده بود که در سال 74 اولین مانور تحت عنوان مانور بزرگ عاشورا در منطقه عمومی ساوه برگزار شد که معظم له برای نخستین بار از بسیجیان و سپاهیان به شكل سواره سان دیدند.

محسن رضایی ادامه داد: در آن مانور همچنین تانک ها از مقابل معظم له رژه رفتند که حقیقتاً مانور جالب توجهی بود خاطرم هست از فرماندهانی كه سوار بر تانك از مقابل حضرت آقا رژه رفتند سردار شهید احمد كاظمی بود.

رضایی با بیان اینکه پیشنهادات مختلفی برای اینکه فرمانده کل قوا با چه لباسی در مانور عاشورا (سال 74) شركت کنند ارائه شد که در نهایت ایشان به ابتكار خودشان با چفیه در آن مانور حضور یافتند و از آن موقع چفیه جزو لباس حضرت آقا شد و چفیه معنویت مضاعفی یافت.

چفیه رهبر

فرمانده اسبق سپاه پاسداران به مانور دوم که بیت المقدس نامگذاری شد اشاره کرد و افزود: در آن مانور که در تنگه هرمز و خلیج فارس بود مقام معظم رهبری با لباس رزم و چفیه شرکت کرده بودند.

محسن رضایی به بازتاب حضور رهبر انقلاب در آن مانور اشاره کرد و گفت: در شرایط سیاسی اردیبهشت سال 76 در منطقه حضور معظم له بازتاب وسیعی داشت و گفتنی های فراوانی از آن حضور وجود دارد.

رضایی در پاسخ به اینكه چرا شما پس از دوازده سال لباس رزم به تن كرده اید اظهار داشت: افتخار من اینست كه یك بسیجی ام و در هفته بسیج این لباس را پوشیدم كه بگویم اگر كشورمان تهدید شود من جزء اولین نفرات هستم كه برای دفاع از اسلام و وطنم در خط مقدم حاضر خواهم شد.





نوع مطلب : زندگی نامه مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری، 
برچسب ها : مقام معظم رهبری، چفیه آقا، سید علی، جانم فدای رهبر، سبز فقط سبز علی رهبر فقط سید علی، عشق فقط آقا،

 

شیخ صدوق

همیشه وقایع و حادثه های خارق العاده ای اطراف ما اتفاق می افتد. اگرچه این حوادث به ندرت اتفاق می افتد اما در عین حال بسیار شگفت انگیز و در برخی مواقع عبرت آموز است.

در این دنیای فانی که هیچ چیز عمر ابدی ندارد و گویی تمام عوامل دست به دست هم داده اند که چرخه زاد و ولد و نابودی را بچرخانند گاهی با مسائل عجیبی مواجه می شویم. امروزه در جای جای دنیا اگر بخواهند جسدی را جاودانه کنند و به تعبیر دیگر بر مدت ماندگاری آن بیفزایند/، آن را مومیایی می کنند.

این کار اگرچه ماندگاری را بیشتر می کند ولی چهره شناخته شده ای از جسد به جای نمی گذارد. اما اجسادی هم کشف شده اند که پس از سالها به طرز شگفتی سالم و تازه مانده اند.

اگر چه لزوما سلامت هر جسدی دلیل بر حقانیت آن نیست ولی بسیاری از بزرگان و اهل نفس هستند که جسدشان پس از سالها سالم و لطیف مانده است.

در حدود سال 1238 هجری قمری، سیل عظیمی‌آمد و تمام اراضی مزروعی و باغات اطراف شهرری را آب فرا گرفت و بعضی از مناطق را تخریب نمود که در این حادثه، واقعه عجیبی نیز اتفاق افتاد و بعد از سالیانی طولانی قبر شیخ صدوق منکشف شده و بدن شریف وی تازه و معطر و کاملا سالم و بدون هیچگونه تغییر و عیب و نقصی هویدا گردید.

تفصیل این واقعه را بسیاری از بزرگان در کتب خود، مانند: خوانساری در کتاب روضات، تنکابنی در کتاب قصص العلم، مامقانی در کتاب تنقیح المقال، خراسانی در کتاب منتخب التواریخ، قمی‌در کتاب فوائد الرضویه و رازی در کتاب اختران فروزان ری و همچنین در مقدمه کتب مرحوم صدوق، از جمله کتاب کمال الدین صدوق و مقدمه کتاب خصال صدوق نقل نموده‌اند.

اما شرح واقعه چنین است:

باغ مستوفی در اطراف شهرری، یکی از باغاتی بود که در آنجا زراعت می‌کردند. اتفاقا سیل عظیمی ‌آمد و تمامی ‌اراضی مزروعی را آب فراگرفت و بسیاری از مکانها را تخریب نمود. بر اثر آب باران، حفره و شکافی عمیق، در باغ مستوفی نیز پدید آمد.

هنگامی‌که به اصلاح و مرمت این قسمت مشغول بودند، سردابی ظاهر شد که آب قسمتی از آن را تخریب کرده بود.

وقتی که برای بازرسی و جستجو به آنجا وارد شدند، جسدی را مشاهده کردند که تمام اعضأ بدن آن سالم و تازه به نظر می‌رسید و هیچگونه عیب و نقصی در آن دیده نمی‌شد، و با صورتی نیکو آرمیده بود!



برای مشاهده ادامه مطلب کلیک کنید


نوع مطلب : روایات، 
برچسب ها : شیخ صدوق، داستان سالم ماندن یک جسد، سالم ماندن جسد پس از گذشت سالها، از شیخ صدوق چه می دانید؟،


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه